![]() |
![]() |
|
| مهندسی برق الکترونیک را بهتر بشناسیم (به زبان ساده و ....) |
|
هر فردي كه با مدارت الكترونيك سر و كار داشته باشد حتما ضرورت تهيه يك منبع تغذيه متغيير را حتماً احساس نموده است. اغلب منابع تغذيه مورد استفاده داراي عملكرد محدودي هستند. و در صورت داشتن مشخصات مناسب بسيار گران هستند و همچنين مدارات پيچيدهاي دارند.
من در اين مدار از سه آي سي فقط استفاده كردم تا مدار تا حد امكان ساده و ارزان باشد. ولي بدليل استفاده از ميكرو كنترولر مداري بسيار دقيق و با قابليتهاي بسيار جالب است. بطوري كه آنرا به يك منبع تغذيه كاملاً حرفهاي و پيشرفته تبديل نموده است.ويژگيهاي اين مدار عبارتند از :
يكي از مشخصههاي هر منبع تغذيه حرفهاي قابليت تنظيم ماكزيمم جريان خروجي است. با استفاده از اين حالت شما ديگر نگران اضافه جريان در مدار خود نيستيد. و با خيال آسوده مدار خود را تست ميكنيد زيرا منبع تغذيه در همه حال جريان مصرفي مدار شما را زير نظر دارد و در صورت افزايش آن از مقدار تنظيم شده توسط شما، ولتاژ را قطع كرده و مدار شما آسيبي نخواهد ديد! دستورالعمل كار با منبع تغذيه : 1- دستگاه را روشن كنيد. در اين حالت بر روي نمايشگر LCD متن زير به مدت 5 ثانيه نمايش داده ميشود.
2- سپس نمايشگر LCD به نمايش ولتاژ و جريان خروجي ميپردازد.
3- جهت تنظيم افزايش ولتاژ خروجي دكمه Left و براي كاهش آن دكمه Right را فشار دهيد. 4- جهت تنظيم ماكزيمم جريان مجاز ابتدا كليد OK را بزنيد تا پيغام زير بر روي نمايشگر LCD نشان داده شود.
5- در اين حالت بازدن كليد Left جريات افزايش و با زدن كليد Right جريان كاهش مييابد. توجه داشته باشيد كه در اين وضعيت منبع تغذيه جهت حفظ سلامت مدار متصل به آن، ولتاژ خروجي را تا پايان تنظيم قطع ميكند. 6- پس تنظيم جريان، با زدن مجدد كليد OK اين تنظيمات ذخيره و منبع تغذيه به وضعيت كار عادي خود برميگردد. 7- در صورتي كه جريان مصرفي مدار شما از مقدار مجاز بيشتر شود.منبع تغذيه ولتاژ را قطع و پيام زير را نمايش ميدهد.
8- پس از مشاهده اين پيام مدار را از منبع تغذيه جدا كنيد و پس از بر طرف نمودن عيب آن با زدن كليد OK منبع تغذيه مجدداً مطابق تنظيمات شما شروع به كار ميكند. ادامه مطلب |
|
+ تهیه و تنظیم
توسط مهندس علی قاسمی |
|
|
مجله الکترونیکی برای دوستان علاقه مند به الکترونیک
|
|
+ تهیه و تنظیم
توسط مهندس علی قاسمی |
|
|
گرافن ورقه اي کربني به ضخامت يک اتم ميباشد که از خواص فلزي و مغناطيسي جالب توجه و کاملا ً متفاوتي با فلزات و نيمه رساناهاي معمولي برخوردار ميباشد و الکترونهاي آن رفتاري نسبيتي مشابه با فرميونهاي بدون جرم ديراک از خود نشان ميدهند. شکاف باند يک نوار گرافني به شکل هندسي و به خصوص به پهناي آن بستگي دارد. خواص الکترونيکي و انتقالي منحصر به فرد آن موجب شده تا اين ماده بعنوان بستري براي تحقيقات فيزيک نانومقياس و نانوالکترونيک مورد توجه قرار گيرد.
اخيرا ً گروهي از دانشمندان کشور ترکيه با استفاده از رايانههاي با عملکرد بالا و انجام محاسبات کوانتومي بر مبناي نظريه تابعي چگالي دريافتند که اغلب پديدههاي غير متعارف کوانتومي (مانند اثرکوانتومي هال و تونل زني تشديدي و انتقال کوانتومي پرتابه اي) که طي بيست سال گذشته کشف شده و ناشي از تفاوت کوانتش الکترونهاي موجود در ساختارهاي غير همسان نيمه رسانا و ابرشبکهها با مواد سه بعدي ماکروسکوپيک ميباشد، در گرافن نيز مشاهده ميشود. آنها در بررسيهاي خود متوجه شدند که اتصال نوارهاي گرافني با اشکال هندسي و ترکيبهاي متفاوت به تشکيل ساختارهايي با چند چاه کوانتومي منجر ميشود. به باور آنها عامل ايجاد اين پديدههاي کوانتومي غير متعارف، بدام افتادن الکترونهاي داراي جهت اسپيني يکسان در اين چاههاي کوانتومي است. به عقيده اين محققان، يافتههاي آنها نه فقط در فيزيک بنيادي حائز اهميت است، بلکه نتايج حاصل از آن ميتواند به پيشرفت قابل ملاحظه تحقيقات مربوط به ابزارهاي نوين گرافني (موضوع تحقيقاتي جديد نانوالکترونيک در سالهاي اخير) منجر شود. گفتني است نتايج اين تحقيق در شماره اخير نشريه Physical Review Letters منتشر شده است. |
|
+ تهیه و تنظیم
توسط مهندس علی قاسمی |
|
|
کلید اسپینترونیک در تزریق ، دستکاری و آشکار سازی اسپینها در سیستمهای حالت جامد است. برای ساختن یک ابزار اسپینترونیکی نیاز اولیه این است که یک سیستم که کارایی تولید جریانی از الکترونهای قطبیده اسپینی را داشته باشد و سیستمی که به قطبش اسپینی الکترونها حساس است، بوجود آورد. بیشتر این ابزار دارای قسمتی هستند که جریان الکترونها را وابسته به حالتهای اسپین تغییر دهد. ساده ترین روش تولید کردن یک جریان قطبیده اسپینی تزریق جریانی از بین اده ای فرومغناطیس است. بیشترین کاربرد این اثر یک سیستم مقاومت مغناطیسی غول آسا (GMR) است. نمونه GMR شامل دولایه از مواد فرومغناطیس است که توسط یک لایه جداکننده از هم جدا شده اند. وقتی هردو بردار مغناطش لایه ها هم راستا باشند یک جریان الکتریکی آزادانه شارش می کند، درحالیکه اگر بردارهای مغناطش دو لایه پادموازی باشند مقاومت سیستم بسیار بالاتر می شود. دو متغییر از GMR در ابزار بکاربرده می شود، جریان در صفحه ، جائیکه جریان الکتریکی موازی با لایه ها شارش می کند و جریانی الکتریکی که عمود بر لایه های مغناطیسی شارش می کند جریان عمود بر صفحه نام دارد. ساختاری که بدین گونه رفتار میکند والو اسپینی نامیده میشود، این والوها نانوساختارهایی با لایه هایی از مواد نانومغناطیسی ساخته میشوند. سایز نوعی این لایه ها از مرتبه 10 تا 100 نانومتر و حتی کمتر است. موادی که بیشتر برای لایه های فرومغناطیسی استفاده می شوند کبالت یا یک آلیاژ از نیکل و آهن که به پرمالوی معروفند، هستند. لایه جدا کننده غیر مغناطیسی میتواند از هر فلز غیر مغناطیسی مانند مس Cu باشد. البته در عمل محدودیتهای تکنیکی وجود دارد. جریان در والو اسپینی میتواند در دو راستا بکار برده شود، 1- عمود بر لایه های مغناطیسی و جداکننده که والو اسپینی CPP نام دارد. 2- جریان موازی با صفحه که به والو اسپینی CIP معروف است. در شکل زیر می توان شکل یک والو اسپینی نوع CPPرا در دو الت باز و بسته مشاهده کرد ادامه مطلب |
|
+ تهیه و تنظیم
توسط مهندس علی قاسمی |
|
|
بيش از نيم قرن پيش، هنگامي كه هنوز هيچ تراشه سيليكونياي ساخته نشده بود، آلن تورينگ، يكي از بحثانگيزترين پرسشهاي فلسفي تاريخ را پرسيد. او گفت <آيا ماشين ميتواند فكر كند؟> و اندكي بعد كوشيد به پيروي از اين قاعده كه <هر ادعاي علمي بايد از بوته آزمايش سربلند بيرون بيايد>، پرسش فلسفي خود را با يك آزمايش ساده و در عين حال پيچيده جايگزين كند. او پرسيد: آيا يك ماشين - يك كامپيوتر - ميتواند آزمون <بازي تقليد> را با موفقيت پشت سر بگذارد؟ آيا ماشين ميتواند از انسان چنان تقليد كند كه در يك آزمون محاورهاي نتوانيم تفاوت انسان و ماشين را تشخيص دهيم؟ او در سال1950 بر اساس محاسباتي تخمين زد كه پنجاه سال بعد، كامپيوتري با يك ميليارد بيت حافظه خواهد توانست به موفقيتهايي در اين زمينه دست پيدا كند. اكنون كه در آستانه سال 2007 ميلادي هستيم، حتي هفت سال بيشتر از زماني كه او لازم دانسته بود، هنوز هيچ ماشيني نتوانستهاست از بوته آزمون تورينگ با موفقيت خارج شود.
اما همين پرسش كافي بود تا بشر در نيم قرن اخير به دستاوردهاي شگرفي در زمينه هوش مصنوعي برسد. دست كم يكي از پيشبينيهاي تورينگ درست از آب درآمد: در سال 2000 مفهوم <هوش مصنوعي> براي هيچكس غيرقابلباور نبود. در اين مقاله نگاهي داريم به سير تحولاتي كه پس از اين پرسش تاريخي در دنياي علم و مهندسي به وقوع پيوستند.
ادامه مطلب |
|
+ تهیه و تنظیم
توسط مهندس علی قاسمی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
"Nature laughs at the difficulties of integration" - Pierre-Simon de Laplace
|
|
RSS
|